مادربزگم که مدتهابخاطرسرطان بستری بودعمرشودادبشما...

امروز دلم خیلی گرفته بود یه فال حافظ گرفتم این اومد:

فال حافظ

دی پیر می فروش که ذکرش به خیر باد
گفتم به باد می دهدم باده نام و ننگ
 سود و زیان و مایه چو خواهد شدن ز دست
 بادت به دست باشد اگر دل نهی به هیچ  
گفتا شراب نوش و غم دل ببر ز یاد
گفتا قبول کن سخن و هر چه باد باد
 از بهر این معامله غمگین مباش و شاد
 در معرضی که تخت سلیمان رود به باد
حافظ گرت ز پند حکیمان ملالت است
کوته کنیم قصه که عمرت دراز باد


دیروز حال مادربزرگم ناگهانی خیلی بدشد.

گفته بود همه رو بگین بیان ببینمشون

انگار بهش الهام شده بود

توی بیمارستان تا امروز ظهر رو دووم آورد

همین نیم ساعت پیش تموم کرد...

واسه شادی روحش فاتحه بخونین دوستان..ممنونم از همه تون

http://asheganeh.ir/

 

دوستان......

اگه این روزا نتونستم درست آپدیت کنم...قبلا" از همه تون معذرت میخام..آخه دستمون بند پذیرایی از مهموناس و کارای مراسم هفتم

(هرکی منو دوس داره  برای شادی روحش...فاتحه بخونه..ممنونم)



موضوع مطلب : درگذشت, فاتحه, مراسم ختم, فوت مادربزرگم

/ 3 نظر / 70 بازدید
نفیسه

سلام اول بهت تسلیت میگم ان شاالله که غم آخرت باشه. [گریه][تعجب][گریه][گریه][گریه]

غزل

یـه جـایی هـم هسـت تـو زنـدگی بعـد از کلــی دویــدن یهـو مـی ایستــی !! سـرتـو مینــدازی پـائیـن و آروم میگـی : خدایــا … دیگــه زورم نمیــرسـه ! خدا رحمتش کن...

رزا

ترانه بی صدا شد! سور هم عزا شد! دوباره از بین ما یکی خود خدا شد...! تسلیت میگم،من رو هم تو غم خودت شریک بدون! [گل][گل][گل]